تبليغاتX
دنیای آرش

 
 

دنیای آرش

 
 

بهونه...

 چهارشنبه 1391/02/20
من آرش...

گر تمام کاغذهای دنیا دست در دست هم بدهند تا من  ناگفته هایم را بنویسم باز هم کم است و به درختان دگری نیاز است!!!!!

آمدم با شعری جدید(خط خطی)که فقط برای دل خودم مرحم است...

 

اين دلم واسه تويه ديونه
کاش ميشد حس توام اينو بدونه
کاش ميشد روزم تموم شه بي بهونه
کاش ميشد قلبم نگيره از نبودت بونه
کاش ميشد ساز منو قلب توام اينجور بخونه
کز نبودت قلب من اينطور گرفته باز بهونه
بهونه,بهونه دلمو کرده ديونه
کاش ميشد فرداي من با تو بخونه
کاش ميشد شبهاي من بي تو نمونه
کاش ميشد درد توام بر من بمونه
کاش ميشد برگردي تا دلم تنها نمونه
تو اين دنيا که هرکي واسه ي خودش ميخونه
من ميخوام يه همصدا با من بخونه
من تورو ميخوام تا اين دلم تنها نمونه
کاش ميشد دلت غمهارو از چشام بخونه
کاش ميشد دلت ببينه اين چشام کاسه ي خونه
کاش ميشد نگيرم اينقدر بهونه
سرنوشتم بوده که اين دلم تنها بمونه

شعر از آرش هوشیار(خط خطی)

 


برچسب‌ها: بهونه, دنیای آرش

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/02/20ساعت 6:16 PM  توسط آرش هوشیار  | 

دلم غم داره...

 دوشنبه 1391/02/11
آره آرش دوباره اومد"با یه درد دل جدید اومدم"درد دلایی که به شعر تبدیل میشن ولی هیچکس درکش نمیکنه حتی اونی که یه دنیا ادعاش میشه"اینجا تنها جاییه که میتونم یه کوچولو از حرفهای دلمو بگم خیلی وقت تنهام خیلی ها وانمود میکنن که با منن ولی فقط وانموده"این شعرمم(خط خطی)میخوننو تموم میشه فراموش میشه حروم میشه تمام ناگفته های من"اونایی که دوسشون دارم یا خیلی مغرورن یا خیلی افکارشون بچه گانست واسه خاطر همین درد دلارو باس چال کنم...ناگفته هایم بی بیان است"

من آرش...

پسری از تبار کوروش...

 

خيلي دلم غم داره
خيلي صدام حرف داره
تو روزگاري که هرکي يه ياري داره
دل من از تنهايي داره کم مياره
دلي که به تو اميد داره
اميد داره که ميتونه سرشو رو شونه ي تو بذاره
البته شونه ي تو واسه سر من ديگه جا نداره
اين روزا واسه من فقط غم داره
اين شبا حس تو واسه من کم داره
تو نبود تو چشام پر از اشک شده
دستام حضورتو کم داره
اين روزگار همش مثل يه داره
اين دار با عاشق کاري نداره
خيلي دلم غم داره
باز تو رو کم داره
ميشه دلم دلتو واسه خودش برداره؟
آهاي تو که دلم دلتو برميداره
ميشه دلت دلمو سر کار نذاره؟

شعر از آرش هوشیار(خط خطی)


 


برچسب‌ها: دلم غم داره, دنیای آرش

+ نوشته شده در  دوشنبه 1391/02/11ساعت 8:37 PM  توسط آرش هوشیار  | 

داستان نیوتون...

 شنبه 1391/02/02
 

همه‌ي دانشمندان مي‌ميرند و به بهشت مي‌روند. آنها تصميم مي‌گيرند كه قايم‌باشك بازي كنند.
از بخت بد اينشتين كسي است كه بايد چشم بگذارد.
او بايد تا 100 بشمرد و سپس شروع به گشتن كند. همه شروع به قايم شدن مي‌كنند به جز نيوتن.

نيوتن فقط يك

مربع 1متري روي زمين مي‌كشد و داخل آن روبروي اينشتين مي‌ايستد. اينشتين مي‌شمرد:
1، 2، 3، ...97، 98، 99، 100
او چشمانش را باز مي‌كند و مي‌بيند كه نيوتن روبروي او ايستاده است.
اينشتين مي‌گويد:
"سوك‌سوك نيوتن!!" نيوتن انكار مي‌كند و مي‌گويد نيوتن سوك‌سوك نشده است.
او ادعا مي‌كند كه نيوتن نيست. تمام دانشمندان بيرون مي‌آيند تا ببينند چگونه او ثابت مي‌كند كه نيوتن نيست. نيوتن مي‌گويد: "من در يك مربع به مساحت 1متر مربع ايستاده‌ام... اين باعث مي‌شود كه من بشوم نيوتن بر متر
مربع... چون يك نيوتن بر متر مربع معادل يك پاسكال است،
من پاسكال هستم، پس"سوك‌سوك پاسكال!!!

           


برچسب‌ها: نیوتون, داستان, دنیای آرش

+ نوشته شده در  شنبه 1391/02/02ساعت 12:18 PM  توسط آرش هوشیار  | 

نـگـفته ها...

 شنبه 1391/02/02
 

 

آدم ها زود پشيمان ميشوند!


گـاهـي از گفـته هايشان، گـاهـي از نـگـفته هايشان.


گاهي از گـفتن نگفتـني هايشان و


گاهــي هم از نگفتن گفتـني هايشان

 


برچسب‌ها: نـگـفته ها, دنیای آرش

+ نوشته شده در  شنبه 1391/02/02ساعت 12:8 PM  توسط آرش هوشیار  | 

گل يا پوچ ...

 شنبه 1391/02/02
 

 

دلم براي سادگي ام ميسوزد وقتي

دستانت را برايم مشت ميکني

ميپرسي: گل يا پوچ ؟

در دلم ميگويم : دستهاي تو . . .


برچسب‌ها: گل يا پوچ, دنیای آرش

+ نوشته شده در  شنبه 1391/02/02ساعت 12:7 PM  توسط آرش هوشیار  | 

شقايق...

 شنبه 1391/02/02
 

تو همان شقايق معروف سهرابي !!!


تا تو هستي ..


زندگي بايد کرددددد ... !

 


برچسب‌ها: شقايق, دنیای آرش

+ نوشته شده در  شنبه 1391/02/02ساعت 12:3 PM  توسط آرش هوشیار  | 

فک کن1...

 چهارشنبه 1391/01/30
من آرش...

عاشق شدن...عشق...

نمی توانم...نمی دانم؟!

 (اینم واسه ی یه عزیز که تا دیروز با قلبم بیگانه بود ولی امروز...برایش هرکجا هست آرزوی خوشبختی دارم و بهترینهارو براش آرزو دارم به امید...)

فک کن
قشنگيهارو ميشه ديد
نبايد بشيم نا اميد
فک کن
از نگاهمون ميشه فهميد
که داريم به ما شدن اميد
فک کن
اگه دستامون به هم نرسيد
بدون کار خدا بي حکمت نيست
فک کن
ميشه با هم راحت زيست
ولي خوشحاليمون موندني نيست
فک کن
عشق تو تو سينه ي من ابديس
بين ما خاطره فقط موندنيس
فک کن
تو دلامون مهرو محبت جاريست
ولي جامون پيش هم خاليست
فک کن
نرسيدنا حکمت خداييست
نرسيدنا اشتباه آشناييست
فک کن
دنيا دار مجازاتيست
که خانواده در آن بي تقصير نيست
فک کن
همه چيز در خور مردانگيست
روزگاري که عاشق شدن ديوانگيست
فک کن
عاشق شدن ديوانگيست
فک کن...

 خط خطی از آرش هوشیار

 

 


برچسب‌ها: فک کن, دنیای آرش

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/01/30ساعت 10:20 PM  توسط آرش هوشیار 

دریا کنار...

 یکشنبه 1391/01/20
خط خطی از من...

من آرش با یه دنیا حرفهای ناگفته از ته قلبم میگویم عاشق شدن دیوانگیست...

من آرش...

 

نميخوام بي تو اين دريا کنارو
نميخوام بي تو اين روزگارو
نميخوام بي تو امروزو فردارو
نميخوام بي تو اين حالو هوارو
نميخوام بي تو ساحلو دريارو
نميخوام بي تو دنيارو
حتي سواحل دريا کنارو
نميخوام ببينم اين غمهارو
کاش ميمردم نميديدم تنهايي هارو
تو که بي من نداري تحمل دردارو
عاشقتم اي رفيق غمخوارو ماندگار
بمون با من نکن فکر فرار

خط خطی از آرش هوشیار

 


برچسب‌ها: دریا کنار, دنیای آرش

+ نوشته شده در  یکشنبه 1391/01/20ساعت 10:52 PM  توسط آرش هوشیار  | 

منو اون كنار هم به يادتيم داداش

 شنبه 1391/01/12

برچسب‌ها: آره به يادتيم, تعجب كردي

+ نوشته شده در  شنبه 1391/01/12ساعت 6:48 AM  توسط آرش هوشیار 

انتظار...(روزای بی تو بودن)

 سه شنبه 1391/01/08
داداشی خیلی ...

 

منو لحظات تلخ انتظار
به اميد برگشتت شديم اميدوار
داداشي اين روزا شدم عزادار
کاش ميشد ببينمت واسه آخرين بار
کاش ميشد نري تا نشم بي قرار
به ذهنم خط نده راه فرار
خيلي تنها شدم تو اين روزگار
ديگه نيستم به برگشتنت اميدوار
ديگه اينجا ندارم غمخوار
کاش تنهام نميذاشتي اين بار
تا نشم اسير اين افکار
افکاري که ازم نيست دست بردار
وقتي برگردي دلم شده تارو مار
زود برگرد دلمو واسه خودت بردار
داداشي دلم شده بي قرار
از اين نيومدنات دست بردار
قبل اينکه بشم بيمار
تو بيا بشو غم خوار
قبل اينکه رو دلم خراب شه آوار
آواري که مونده از اين ديوار
که بين ماست يه عمر آزگار
از اين دوري کردنت دست بردار

خط خطی از آرش هوشیار


برچسب‌ها: انتظار, دنیای آرش

+ نوشته شده در  سه شنبه 1391/01/08ساعت 11:39 PM  توسط آرش هوشیار 

دنیا...(روزای بی تو بودن)

 دوشنبه 1391/01/07
منتظرم که باز آیی

پس تو کی پیشم می آیی؟

 

چه دنياي عجيبيست

چه حال و فرداي غريبيست
امان از اين زمونه

يکي ميره اون يکي تنها ميمونه
چه شبهاي سردو بي ثمريست

روزگاري که تنها ماندن در نهايت سادگيست
دردو نيست در بيچارگيست
دردو نيست همان آوارگيست

خط خطی از آرش هوشیار


برچسب‌ها: دنیا, دنیای آرش

+ نوشته شده در  دوشنبه 1391/01/07ساعت 10:1 PM  توسط آرش هوشیار 

بي نشون...(روزای بی تو بودن)

 یکشنبه 1391/01/06
من و لحظات تلخ انتظار به یاد تو نشستیم....

 

من يه بي نشونم
ميخوام بدوني ميدونم
بي تو زنده نميمونم
تو رو ميخوام که تنها نمونم
تنها بمونم عمرا اگه بتونم
بي تو ميرمو ميرم
تا که بميرم
تا تو اون دنيا دساتو بگيرم
تا آخرين نفس با تو بميرم
اگه تو رو نبينم
نا خواسته غمگينم
يه گوشه خلوت
در نهايت صداقت
در آخر رفاقت
در حسرت لبانت
در فکر اون نگاهت
از اين دنيا برمو تنهات بذارم
اي دارو ندارم
در همه حال دوستت دارم

خط خطی از آرش هوشیار

 


برچسب‌ها: بی نشون, دنیای آرش

+ نوشته شده در  یکشنبه 1391/01/06ساعت 6:31 PM  توسط آرش هوشیار 

تک نگين ...(روزای بی تو بودن)

 شنبه 1391/01/05
اینم واسه داداشمه که یه دنیا دوسش دارم

اگه اون نباشه من دیگه هیچی ندارم...

 

تو تک نگين قلبمي
توئي که تمام عشقمي
توئي که تمام فکرمي
توئي که برام همنفسي
توئي که مثلت نديده کسي
توئي که تو تنهائيت بي کسي
توئي که واسم مثل نفسي
توئي که به من ميرسي
توئي که از من نمیگریزی
توئي که فدات شم هر روزي
توئي که به من ميدی امید پیروزی
توئي که ميگي میمونیم تا یه روزی
که کنار هم با هم برسیم به پیروزی

 

خط خطی از آرش هوشیار



برچسب‌ها: تک نگین, دنیای آرش

+ نوشته شده در  شنبه 1391/01/05ساعت 12:31 PM  توسط آرش هوشیار 

فک کن...

 شنبه 1391/01/05
از همینجا این خط خطی رو تقدیم میکنم به (خودش میدونه کیه) 

دعام اینه خوشبخت شی و بهترین هارو برات آرزو دارم

 

فک کن
تو يه دل تنگ داري...ميشه اونو تنها نذاري؟
فک کن
تو بي اون داري ميري...چرا اونو با خودت نميبري؟
فک کن
اون بي تو تنها...از دنيا ميشه جدا
فک کن
اون مدام فکرش درگيره...با خاطراتت يه روز ميميره
فک کن
تو داري ميخندي...اون داره میمیره
فک کن
تو داري قلب اونو ميبري...ولي اون ميگه تو برميگردي
فک کن
تو و او ن ميتونين ما بشين...فقط بايد خواسته باشين
فک کن
يکي رو دوس داشته باشي...ولي زبون نداري اونو گفته باشي
فک کن
ميتونين ما باشين
فک کن...

خط خطی از آرش هوشیار

 


برچسب‌ها: فک کن, دنیای آرش

+ نوشته شده در  شنبه 1391/01/05ساعت 12:14 PM  توسط آرش هوشیار 

بيا تا دلم نمرده...(روزای بی تو بودن)

 جمعه 1391/01/04
اومدم با یه خط خطی جدید واسه کسی که پیشم نیست

من منتظر میمونم تا تو برگردی

 

بيا تا دلم نمرده
بيا تا خوابم نبرده
بيا که ديگه ديره
دلم بي تو داره ميميره
تو که سراغي از من نميگيره
تو ميخواي دل من بي تو بميره؟
اين روزا خيلي دلم گرفته
توام نيستي و دلم فقط تو رو خواسته
وجود تو واسم يه حس خاص
حسي که بين همه تو رو خواسته
بيا پيشم عزيزم
که من بي تو هيچم
سرمو رو شونه ي کي بذارم
وقتي تو رو من ندارم؟
بيا تا نمردم
بيا تا که زنده ام

خط خطی از آرش هوشیار


برچسب‌ها: بیا تا دلم نمرده, دنیای آرش

+ نوشته شده در  جمعه 1391/01/04ساعت 7:13 PM  توسط آرش هوشیار 

درد جدايي...(روزای بی تو بودن)

 پنجشنبه 1391/01/03
منتظرم....

 


 جدايي درد بي درمان عشق است

جدايي حرف بي پايان عشق است

جدايي قصه هاي تلخ دارد

جدايي ناله هاي سخت دارد

جدايي شاه بي پايان عشق است

جدايي راز بي پايان عشق است

جدايي گريه وفرياد دارد

جدايي مرگ دارد درد دارد

خدايا دور کن درد جدايي

که بي زارم دگر از اشنايي


برچسب‌ها: درد جدايي, دنیای آرش

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1391/01/03ساعت 7:43 PM  توسط آرش هوشیار 

نامه ز من که از تو دورم...(روزای بی تو بودن)

 چهارشنبه 1391/01/02
بیا تا دلم نمرده

بیا تا خوابم نبرده...

 


تو شمعی و بی تو شب خاموش ست
بی صبح، شب سیه پوش است
یک شب که تو را به خواب دیدم
در ظلمتم آفتاب دیدم
ماییم دو چشم پرستاره
تا ماه ز ره رسد دوباره
رفت از تن من توان پرواز
ترسم که دیگر نبینمت باز
تا روی تو در برابرم نیست
دیدار دوباره باورم نیست
آنان که غم مرا ندیدند
دیوار میان ما کشیدند
کی سرو جدا ز بوستان بود
کی شاخه ز گل جدا بود
تو سرو منی به باغ برگرد
بنگر که غمت با ما چها کرد
کی بی تو بر آورم نفس را
ای کاش که بشکنم قفس را
گر بی تو به طرف باغ بودم
دلمرده و بی دفاع بودم
ما را به مصیبت آشنا کرد
دستی که تو را ز ما جدا کرد
راهم به فضای باغ بسته است
در کنج قفس پرم شکسته است
هرگه که رسد پیامت از دور
ریزد به شب سیاه من نور
باور نشود مرا که دوری
چون پرتو ماه در حضوری
از دور چو بشنوم صدایت
وان موج لطیف خنده هایت
آید به تنم تب جوانی
بویم همه عطر زندگانی
بانگ تو که در فضای سینه است
به آتش خاطرم نسیم است
اما چه کنم به وقت بدرود
پیچد به فضای سینه ام دود
تو خسته و خسته تر منم من
تو بی کس و در به در منم من
بگذار تا لب فروببندم
ای راحت جان دردمندم
با حالت گریه نامه بسته ام
در حال جنون قلم شکسته ام


برچسب‌ها: نامه ز من که از تو دورم, دنیای آرش

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/01/02ساعت 5:56 PM  توسط آرش هوشیار 

جدا ئی...(روزای بی تو بودن)

 سه شنبه 1391/01/01
دلم برات تنگه

کاش میشد زودتر بیایی...

 

مي دانم از تو جدا مي کند دلم
درگير دام بلا مي کند دلم
مي دانم از افق چشم تو مرا
دست حسود سوا مي کند دلم
با يک نگاه دلم را ربوده اي
ديوانه وار صدا مي کند  دلم
گر باده اي ز نوش لبت  ميدهي مرا
کتمان مکن که  صفا مي کند دلم
هجران روي تو در من دميده غم
دست جفا چه رها مي کند دلم
بشنو غزاله من ؛ صبر پيشه کن
بازيگر زمانه  فدا مي کند دلم
تنديس عشق منت شاخه گلي
خاطر بدار  لرزه به پا مي کند دلم
آن گريه ها ي پيا پي ز نا له ات
خاموش ني که چه ها مي کند دلم
با من بمان که بماني هميشه شاد
تاري نبود ؛رنگ حنا مي کند دلم
غرق نگاه گرم تو شد اين دل اميد
مرغ هوس به خطا مي دهد دلم



برچسب‌ها: جدایی, دنیای آرش

+ نوشته شده در  سه شنبه 1391/01/01ساعت 5:14 PM  توسط آرش هوشیار 

عید...(روزای بی تو بودن)

 دوشنبه 1390/12/29

کاش میشد اینجا بودی"کاش میشد نری"کاش کاش...

امیدوارم خوش بگذره

از امروز تا روزی که عزیزم  برگرده هر روز آپ میکنم و لحظات بی اون بودنو به تصویر میکشم

تا اون بفهمه که من بی اون هیچم...

لحظات بی تو بودن فقط  از خداصبر میخوام

کاشکی زودتر برگردی قبل اینکه دلم بمیره

 

داره  عيد  ميشه  و  پيشم نيستي
تو که ميگفتي تا هميشه پيشم هستي
من  عيدو  بي  تو  نميخوام
فردارو  دور از تو نه نميخوام
عيدو    شورو     نشاط
فقط با تو قلبمو ميکنه شاد
تو که اين سالم منو تنها گذاشتي باز
عيد  فقط با تو قشنگه
عيد فقط با تو يه رنگه
عيد بي تو به من ميخنده
عيد بي تو با من ميجنگه

خط خطی از آرش هوشیار

 


برچسب‌ها: عید, دنیای آرش

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/12/29ساعت 7:44 PM  توسط آرش هوشیار 

بهاره...

 دوشنبه 1390/12/29

رکسانا:

نمیتوانم از خوب بودنهایت بگویم...

آپ نوشته ی رکسانا از طرف آرش...

(دلنوشته های رکسانا)

 

مرا اينگونه فرض کن که يکه و تنها هستم
مرا بدون معشوق فرض کن و فکر کن بي هيچ زنده ام
زنده براي کسي که هيچوقت وجود نداشت شايد براي رويا زنده مانده ام
و حال بهار با تمام زيبائيهايش مي آيد تا دوباره با رفتنش اشک تمام درختان را بريزاند
و دوباره در فراغ دوري از بهار زمين بميرد و زمستان آغاز شود
و باز مرگ سال ديگري که گذشت دوباره بهار دوباره تکرار
يکسال ديگر.تنها چيزي که عوض ميشود سالهاي قمري شمسي و
ميلادي است و بس و آدمهااي که سال تا سال هم عوض ميشوند
هم زنده ميشوند و هم ميميرند به زنده شدن و مردن ها کاري ندارم
چون همه فلسفه ي آن را ميدانند اما بروم سراغ آدمهائي که
 عوض ميشوند شايد منظورم کساني مانند من باشد
که سال گذشته  فقط توانستند تحمل کنند و هيچ نگويند
و همه از سکوتشان استفاده کنند و هرچه دلشان ميخواهد بگويند
گفتم ميخواهم از آدمهائي که عوض ميشوند بنويسم
امسال که به رسم کهن اجدادمان بر سر سفره هفت سين خاطره انگيز و پر شور نشسته ايم
دعايمان نيازمان و... فرق کرده باشد.از کودکي که از پارسال تا حال عوض شده
حتي مدل نشستن حتي مکان نشستن .من براي خود جز صبر چيزي نخواستم
و آن را براي چشم مردم براي ادامه زندگي خواستم زندگي اي که شايد تا سالهاي قبل
رنگي جز سياه نداشت سياه را بعضي ها رنگ عشق دانستند
چه زيبا گفتند چون عاشق ها هميشه ميشکنند و
دنيا را تيره تر از هر رنگي ميبينند و آن رنگ سياه است
چون رنگي بالاتر از سياهي نيست
و غمي بزرگتر از غم عشق نيست و عاشق هميشه شکست ميخورد

 


برچسب‌ها: رکسانا, دنیای آرش

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/12/29ساعت 7:31 PM  توسط آرش هوشیار 

کاش میشد نری...(روزای بی تو بودن)

 یکشنبه 1390/12/28
کاش میشد اینجا بودی"کاش میشد نری"کاش کاش...

امیدوارم خوش بگذره

از امروز تا روزی که عزیزم  برگرده هر روز آپ میکنم و لحظات بی اون بودنو به تصویر میکشم

تا اون بفهمه که من بی اون هیچم...

 

با رفتنت تنها ميشم
تنهاتر از هميشه
گفتم بي تو نميشه
تو باز ميري و دلم تنها ميشه
کاش ميشد بموني تا هميشه
کاش ميشد اينقد نگي نميشه
دلم واست تنگه
از حال تا هميشه
حتي وقتي پيشمي
دلم باز تنگ ميشه
آخر اين حرفا ميفهمم
که بي تو هرگز نميشه

خط خطی از آرش هوشیار

 


برچسب‌ها: کاش میشد نری, دنیای آرش

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/12/28ساعت 7:51 PM  توسط آرش هوشیار 

با وفا...

 چهارشنبه 1390/12/10

 (سلام به تمامه دوستای گلم اومدم با یه خط خطی جدیدکامل بخونید بعدش نظر بدین)

 اسم نوشته هامو از این به بعد میذارم خط خطی تا روزی که شعر نشده!!!؟

تو رو دوستت دارم.............................................توکه ميريو تنها ميمونم!
توکه ميريو بي کس ميشم.....................تو که ميريو راهيه قفس ميشم
تو که ميريو بي همنفس ميشم........تو که ميريو تنهاتر از هر کس ميشم
ولي قسم به عشق بي ريا.......................................قسم به عزت خدا
قسم به تو اي باوفا
عمرا اگه فراموشم بشي....................................حتي اگه پيشم نباشي

خط خطی از آرش هوشیار

اینم واسه توست توئی که...


برچسب‌ها: دنیای, آرش

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/12/10ساعت 6:6 PM  توسط آرش هوشیار  | 

فقط دلم گرفته بود...

 یکشنبه 1390/12/07
دلم داره میترکهههههههههههههه از دست این زمونه

تو دلم یه عالمه غم دارم این غمارو تو گوش کی فریاد بزنم؟

رفاقتا فقط اسمش رفاقته" شهامتا فقط اسمش شهامته

کو رفاقت؟کو شهامت؟کو رشادت؟کو ندامت؟کو امانت؟کو صداقت؟

وقتی غم تو دلمه میگم خدایا واسه کی اینارو زمزمه کنم؟

میگم خدایا دلم شکسته" میگم خدایا نمیدونم درسته یا غلط

میگم خدایا کمکم کن تا اونائی که میگن نمیتونه ببینن که آرش میتونه

خدایا فقط از تو میخوام .

تو این روزگار عشق شده بازی  ما هم که همش میبازیم

تو روزگاری که همه چیز به پول جیبت بستگی داره

تو روزگاری که تا داری هیشکی تنهات نمیذاره(......)

درد دل گفتنی نیست باید بمونه تو دلم

فاصلمون زیاده با عشقای واقعی

کاش میشد دوست داشتنا یه رنگ بودن

کاش میشد بگی چقدر دوسش داری

ولی چه فایده تا اومدم بگم دوست دارم گفتی حیسسسسسس مسخره بود(......)

دلم گرفته باز از این شبهای سرد

گله ام نیست ز سرنوشت

گله ام ز عشقیست که رفتو نوشت

خسته ام خسته ام ز تو ای هم سرشت

به من گویند که نمیدانی چه میگوید باد صبا!؟

میگم حرفی نیس راست میگی حق با توئه

آرش دیگه عمر نمیخواد " آرش  به بعد مرگو میخواد

فقط دلم گرفته بود...


برچسب‌ها: دنیای آرش

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/12/07ساعت 10:43 PM  توسط آرش هوشیار  | 

اي يار من کجائي؟

 دوشنبه 1390/12/01

 (سلام به تمامه دوستای گلم اومدم با یه خط خطی جدیدکامل بخونید بعدش نظر بدین)

 اسم نوشته هامو از این به بعد میذارم خط خطی تا روزی که شعر نشده!!!؟

اي  يار من   کجائي؟
نفرين  به اين جدائي
مردم  از اين  تنهائي
دوست   دارم خدائي
خسته  از اين رهائي
خاطراتت برام شده تداعي
گفتي  به  من   مي آئي
پس کي پيشم مي آئي؟

خط خطی از آرش هوشیار


برچسب‌ها: دنیای آرش

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/12/01ساعت 5:9 PM  توسط آرش هوشیار  | 

شايد...

 یکشنبه 1390/11/23
 (سلام به تمامه دوستای گلم اومدم با یه خط خطی جدیدکامل بخونید بعدش نظر بدین)

 اسم نوشته هامو از این به بعد میذارم خط خطی تا روزی که شعر نشده!!!؟

شايد آن عمري که گويند دگر نباشد.شايد آن فردائي که سر ميزند دگر نيايد
شايد آن ياري که مي آيد دگر نسازد.............شايد آن جلدي که مي آيد ببازد
شايد آن فردي که ساز است بتازد...................شايد درد دلت را کسي نيابد
شايد آن گذشته ي سخت............................سرمشقي بر حال و آيندست
شايدو اما اگر.............................................................در دل ما رخنه کرد
رخنه مردابيست که در آن رفته رفته گم شوي.......پس چرا شايدو اما اگر؟

خط خطی از آرش هوشیار

 

 


برچسب‌ها: دنیای آرش

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/11/23ساعت 5:42 PM  توسط آرش هوشیار  | 

تو به من...

 دوشنبه 1390/11/17
 (سلام به تمامه دوستای گلم اینو خودم گفتم لطفا کامل بخونید بعدش نظر بدین)

 

تو به من بگو بمير...ولي نگو ديگه سراغمو نگير
تو به من نگو بمون................ولي فکرمو بخون
تو به من ميگي برو............ولي من ميگم بمون
تو به من ميگي خزون....ولي من  ميگم همزبون
من به تو ميگم هميشه.....ولي تو ميگي نميشه
من به تو ميگم فرشته...ولي تو ميگي کجا نوشته
من ميگم نفسي........ولي تو ميگي مثل قفسي
من ميگم هدفه........................تو ميگي حوسه
من ميگم ميمونم.............ولي تو ميگي نميتونم
من ميگم آسموني..ولي تو ميگي پيشم نميموني
من ميگم زمينم....................تو ميگي آره ميبينم
من ميگم صداقت......................تو ميگي نجابت
خلاصه يکي من ميگم يکي تو تا قصمون تموم شه
تا عمرمون حروم شه

شعر از آرش هوشیار


برچسب‌ها: دنیای, آرش

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/11/17ساعت 9:38 PM  توسط آرش هوشیار  | 

رکسانا...سکوت

 جمعه 1390/11/07
رکسانا:

نمیتوانم از خوب بودنهایت بگویم...

آپ نوشته ی رکسانااز طرف آرش...

(دلنوشته های رکسانا)

سکوت هميشه دليل نداشتن حرفي براي گفتن نيست
شايد نميدانيم چگونه بگوئيم.سکوت هميشه دليل رضايت نيست
شايد حيا مانع از گفتن ميشود و شايد مصلحت در اين است
که سکوت اختيار شود .سکوت ميتواند بغض فرو رفته ويا فريادي
خشمگين باشد که در توست.سکوت سرشار از ناگفته هاست
شايد اين مطلب تمام زندگي بر باد رفته گاني باشد
که به خاطر سکوت همه چيز را از دست دادند
و تنها ماندن  وهيچ کسي حق را به آنان نميدهد جز خودشان
گاهي مجبور ميشوي سکوت کني و لبخند بزني تا کسي
متوجه تنها بودن و نا رضايتيت نشود.نميدانم چرا هنوز
احساس ميکنم قلبم وهرچه دارم براي اوست و او براي دگري
اما دلم باور ندارد چشمانم هرچه قسم ميخورند که ديدمش
کنار ديگري اما دلم آرام نشد.شايد دير است
وقتي براي گفتن خيلي چيزها نيست وناگهان چقدر زود دير ميشود
اين جمله را دوست دارم و تجربه اش کردم
حال با تمام وجود به اين جمله ايمان دارم
وهر روز بارها با خود تکرارش ميکنم و ميگويم:و
ناگهان چقدر زود دير ميشود...



برچسب‌ها: دنیای آرش, سکوت, رکسانا

+ نوشته شده در  جمعه 1390/11/07ساعت 5:38 PM  توسط آرش هوشیار  | 

بدون شرح...

 جمعه 1390/10/30
هیچ توضیحی براش ندارم

به نظرم جالب اومد آپیدمش

 نظرتونو در مورد این عکس بنویسید...


برچسب‌ها: دنیای آرش

+ نوشته شده در  جمعه 1390/10/30ساعت 6:13 PM  توسط آرش هوشیار  | 

با تو ...

 شنبه 1390/10/24
 (سلام به تمامه دوستای گلم اینو خودم گفتم لطفا کامل بخونید بعدش نظر بدین)

با تو گرمم...حتي تو اوج سرما
با تو هستم....حتي بدون فردا
با تو شادم.....حتي با غمها
با تو ميمانم...از حال تا فرداها
با تو کوکم...بدون اينکه بدونم
با تو سازم...بي تو ناسازگار
با تو ميخندم....بي تو ميگريم
با تو ندارم غم...بي تو عزادارم
با تو مستم...بي تو شکسته ام
با تو زنده ام...بي تو خسته ام
با تو شادمو....به خود ميبالم
چون دوستي مثل تو دارم
چون تورو دارم
ديگه غم ندارم

شعر از آرش هوشیار



برچسب‌ها: دنیای آرش

+ نوشته شده در  شنبه 1390/10/24ساعت 7:54 PM  توسط آرش هوشیار  | 

قلم خشکيده

 جمعه 1390/10/23
 

فقط اسمي به جا مانده از آنچه بودم و هستم
دلم چون دفترم خالي قلم خشکيده در دستم
گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم
به جز در خود فرو رفتن چه راهي پيش رو دارم


+ نوشته شده در  جمعه 1390/10/23ساعت 5:32 PM  توسط آرش هوشیار  |